چکیده
زمینه. آسیبهای حاصل از حوادث ترافیکی یکی از علل اصلی مرگ و میر و بستری در کودکان محسوب میشود. میزان مرگومیر ناشی از این حوادث در ایران حدود دو برابر میانگین جهانی است و استان آذربایجان شرقی، سهم قابل توجهی از تلفات جادهای کشور را به خود اختصاص داده است. با توجه به بار سنگین بهداشتی، اقتصادی و اجتماعی ناشی از حوادث ترافیکی و کمبود مطالعات جامع در این زمینه، مطالعه حاضر با هدف تحلیل پدیدارشناسانه هرمنوتیکی دیدگاهها، تجارب زیسته و تفاسیر پرسنل در خصوص چالشها و راهکارهای مدیریت و مراقبت از کودکان و نوجوانان در حوادث ترافیکی یک دهه گذشته انجام گردید.
روش کار. مطالعه حاضر از نوع کیفی و با رویکرد پدیدارشناسی هرمنوتیک انجام شد. مشارکتکنندگان بر اساس نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند که دارای آگاهی از حوادث ترافیکی کودکان و نوجوانان با سابقه حداقل 2 سال کار در بخشهای اورژانس بودند. حجم نمونه تا اشباع اطلاعات، ادامه یافت بطوریکه بعد از مصاحبه نیمه ساختاریافته با 10 مشارکتکننده اطلاعات جدیدی اضافه نشد. سؤالات مصاحبه عمدتاً حول محورهای مرتبط با تجربیات مربوط به آسیبهای ترافیکی کودکان، چالشها و موانع پیشگیری از این حوادث، و پیشنهادهای راهبردی برای ارتقای ایمنی این گروههای سنی طراحی شده بودند. تمامی مصاحبهها بعد از پیادهسازی با استفاده از نرمافزار MAXQDA20 مورد تحلیل محتوایی قرار گرفتند.
یافتهها. براساس تحلیل مضمون، از رویکرد ون مانن (Van Manen) چهار طبقه اصلی با 11 زیرطبقه استخراج شد. این طبقات شامل مشکلات مراقبتی با دو زیرگروه: چالشهای مرتبط با پرسنل و چالشهای تجهیزاتی؛ آسیبهای کودکان با دو زیرگروه: چالشهای مرتبط با سن و والدین ناآگاه؛ ویژگیهای آسیب با چهار زیرگروه: شدت آسیب، محل آسیب، نوع وسیله نقلیه و زمان آسیب؛ راهکارهای پیشگیرانه با سه زیرگروه: آموزش، فرهنگسازی و ایمنسازی میباشند.
نتیجهگیری. خطمشی ایمنی جادهها و آموزش ایمنی باید شامل استراتژیهایی برای بهبود ایمنی کودکان همراه با اهداف خاص برای پیشگیری و کاهش صدمات در این قشر باشد. همچنین آمادگی بیمارستانها چه از نظر تجهیزات و چه از نظر تعداد پرسنل از ارکان ضروری برای نجات کودکان آسیبدیده میباشد.