چکیده
زمینه. خودکشی و پیامدهای مرتبط با آن یکی از چالشهای مهم سلامت روان در جهان و ایران به شمار میرود و آمارهای رو به افزایش آن ضرورت توجه به مداخلات پیشگیرانه و درمانی را بیش از پیش برجسته میکند. عوامل روانشناختی مانند ناتوانی در تنظیم هیجان نقش مهمی در تداوم و تشدید افکار خودکشی دارند. این پژوهش با هدف مقایسه اثربخشی مداخله خود شفقتمحور و مداخله معنویتمحور بر تنظیم هیجان، در افراد دارای افکار خودکشی انجام گرفت.
روش کار. این پژوهش یک مطالعه نیمه تجربی با طرح پیشآزمون- پسآزمون با گروه کنترل و پیگیری چهارماهه بود که در سال 1404 در شهر سهند انجام گرفت. شرکتکنندگان شامل ۴۵ فرد ۱۸ تا ۴۴ ساله دارای افکار خودکشی بودند که بهصورت هدفمند انتخاب و سپس بهطور تصادفی در دو گروه مداخله (خودشفقتمحور و معنویتمحور) و یک گروه کنترل تقسیم شدند. ابزارهای مطالعه شامل پرسشنامه افکار خودکشی بک و پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان (CERQ-Short) بود. مداخله خودشفقتمحور طی ۸ جلسه و مداخله معنویتمحور در ۱۲ جلسه اجرا شد. تحلیل دادهها با استفاده از آزمونهای پارامتریک و تحلیل واریانس چندمتغیری آمیخته با اندازهگیری مکرر با نرم افزار SPSS 27 انجام گرفت.
یافتهها. نتایج نشان داد که اثر اصلی گروه بر ترکیب متغیرهای تنظیم هیجان معنادار است (085/0 F =، 001/0 P <، 225/0 η² =)، اثر اصلی زمان نیز معنادار بود (402/53 F =، 001/0 P <، 846/0 η² =) و اثر تعاملی گروه × زمان نیز بهطور معنادار مشاهده شد (898/17 F =، 001/0 P <، 642/0 η² =). هر دو مداخله موجب افزایش تنظیم هیجان سازشیافته و کاهش تنظیم هیجان سازش نایافته از پیشآزمون تا پسآزمون شدند و این تغییرات در پیگیری حفظ شد. مقایسههای تعقیبی نشان داد مداخله خودشفقتمحور در هر دو نوع تنظیم هیجان نسبت به گروه کنترل مؤثرتر بود (01/0P<)، در حالیکه مداخله معنویتمحور بیشترین تأثیر را بر کاهش تنظیم هیجان ناسازگار داشت؛ بین دو مداخله تفاوت معناداری مشاهده نشد (05/0P>).
نتیجهگیری. طبق نتایج مطالعه مداخلات خودشفقتمحور و معنویتمحور هر دو در بهبود تنظیم هیجان و کاهش راهبردهای ناسازگار در افراد دارای افکار خودکشی مؤثر بودند. این نتایج بیانگر آن است که بهرهگیری از رویکردهای روانشناختی مبتنی بر خود شفقتی و معنویت میتواند بهعنوان گزینههای مکمل در برنامههای پیشگیرانه و درمانی برای جمعیتهای در معرض خطر مورداستفاده قرار گیرد.